محبت پيامبر ( ص ) به دختر حليمه
علّامهء طبرسى در كتاب اعلام الورى نقل مىكند ، يكى از كسانى كه در جنگ حنين ( كه در سال هشتم هجرت واقع شد ) به اسارت مسلمين درآمد ، دختر حليمه ( شيماء ) بود ، او در دوران اسارت ، به بالين پيامبر ( ص ) آمد و گفت : « اى محمد ! من خواهرت دختر حليمه هستم كه در جنگ حنين ، اسير شدهام » .
پيامبر ( ص ) بى درنگ برخاست ، و عباى خود را براى او بر زمين گستراند و او را بر روى آن نشانيد ، سپس با كمال محبت و نوازش به او توّجه كرده و احوال او را پرسيد و فرمود : « تو همان بودى كه در دوران شير خوارگى از من پذيرائى كردى . . . » .
دختر حليمه عرض كرد : در مورد آزادى اسيران طايفهء خود ، تقاضاى محبت دارم .
پيامبر ( ص ) : فرمود : من نصيب خودم و سهميّهء بنى عبد المطّلب را به تو بخشيدم ، ولى در مورد سهميّه ساير مسلمانان ، شما بعد از نماز ظهر ، در ميان جمعيت برخيزيد و بخشش مرا شفيع قرار دهيد ، تا بلكه آنان نيز سهم خود را ببخشند و تقاضاى تو برآورده گردد .
بعد از نماز ظهر ، دختر حليمه ، از مردم تقاضاى بخشش اسيران طايفهاش نمود ، و افزود كه پيامبر بزرگوار سهم خود را بخشيده است .
مسلمانان نيز به پيروى از پيامبر ( ص ) اعلام كردند : ما نيز سهم خود را بخشيديم ، ولى دو نفر بنام « اقرع بن حابس » و « عيينة بن حصن » از بخشش سهميّه خود امتناع ورزيدند .
روايت شده : رسولخدا ( ص ) اسيران آن دو نفر را در برابر هر يك با شش اسير ديگر عوض نمود ، در نتيجه همهء اسيران طايفه بنى سعد آزاد شدند « 1 » اين است يك نمونه از وفاى پيامبر بزرگوار اسلام !
هامش
( 1 ) اعلام الورى ص 126 و 127 .