خواهى او را پذيرفت .
او هنگامى كه قبول اسلام كرد ، اشعارى در مدح رسول خدا ( ص ) سرود و خواند ، كه از جمله آن اشعار است :
يا رسول المليك انّ لسانى * راتق من فتقت اذا نابور
اذا بارى الشّيطان فى سنن الغىّ * و من مال ميله مثبور
آمن اللّحم و العظام بربّى * ثمّ قلبى الشّهيد انت نذير
و نيز در ضمن اشعار بسيارى كه در مقام عذر خواهى است مىگويد :
انّى لمعتذر اليك من الّذى * اسديت اذا انا فى الضّلال اهيم
فاغفر فدالك والدىّ كلاهما * زللى فانّك راحم مرحوم
و لقد شهدت بانّ دينك صادق * حقّ و انّك فى العباد جسيم
رسول اكرم ( ص ) فرمود : من تربيت شدهء خدا هستم ، و على ( ع ) تربيت شدهء من است ، پروردگارم مرا به سخاوت و نيكوكارى امر كرده ، و از بخل و بىمهرى نهى نموده است ، هيچ چيزى در پيشگاه خدا مبغوضتر از بخل و بد اخلاقى نيست ، بد اخلاقى اعمال انسان را تباه مىسازد چنان كه گل ، عسل را فاسد مىكند .
تقسيم اموال ، پس از جنگ حنين
پس از فتح ، در جنگ حنين و بدست آمدن غنائم بسيار براى مسلمين ( كه در سال هشتم هجرت واقع شد ) پيامبر ( ص ) به سرزمين « جعرانه » كه در بين مكه و طائف ( نزديكتر به مكّه ) قرار گرفته آمد ، و غنائم جنگى را بين مسلمين تقسيم نمود ، حتّى به بعضى از تازه مسلمانان هر نفرى صد شتر داد ، مسلمين اطراف آنحضرت را گرفته بودند و تقاضاى اموال براى خود مىكردند . و پيامبر ( ص ) بطور فراوان به آنها بخشش كرد ، بر اثر ازدحام جمعيّت كار به جائى رسيد كه رسولخدا ( ص ) در پناه درختى قرار گرفت ، لباس روئين آنحضرت را كشيدند و بردند ، و بر اثر فشار جمعيت پشتش خراش پيدا كرد و آنها همچنان تقاضا مىكردند .