سپس ابن ابى الحديد ، به نقل حديث عفيف كندى پرداخته ، آنگاه كه ابو طالب ، پيامبر را با على و خديجه ( س ) ديد كه با هم نماز مىخوانند ، سپس مىگويد : عفيف از عبّاس ( عموى پيامبر ) پرسيد : شما دربارهء پيامبر اسلام چه نظريّهاى داريد ؟ .
عباس در پاسخ گفت : ننظر ما يفعل الشّيخ : « ما در انتظار آن هستيم و نگاه مىكنيم تا ببينيم شيخ ( يعنى ابو طالب ) چه رأى دارد » .
و روايات بسيار در مورد انواع يارى و حمايت ابو طالب از پيامبر ( ص ) نقل شده است كه جدّا اين روايات بىشمار است ، كه بعدا در ذكر موضوع آزار رسانى مشركان به پيامبر ( ص ) به بعضى از آن روايات اشاره خواهد شد ( پايان گفتار ابن ابى الحديد ) .
ابن ابى الحديد ، اشعارى در شأن ابو طالب گفته كه از جمله آن اين دو شعر است :
فذاك بمكّة آوى و حامى * و هذا بيثرب جسّ الحماما
يعنى : « اگر ابو طالب و فرزندش على ( ع ) نبودند ، ستون دين برپا نمىشد ، هر دو ايستادگى و قيام كردند .
ابو طالب در مكّه از دين حمايت كرد و پيامبر را جاى داد ، و على ( ع ) كبوتر دين را در مدينه به پرواز در آورد » . « 1 »
معراج پيامبر ( ص )
پيامبر ( ص ) در سال يازدهم بعثت در سنّ پنجاه و يك سالگى به معراج رفت ، و مطابق آيات قرآن ( در آغاز سورهء اسراء و نجم ) به سوى آسمانها سير كرد .
در اينكه شب معراج ، كدام شب بوده ، بعضى گفتهاند شب 17 ماه رمضان هيجده ماه قبل از هجرت بود ، و بعضى گفتهاند : شب 27 ماه رجب بوده و بعضى
هامش
( 1 ) اين اشعار ، بسيار است ، به شرح نهج البلاغه ج 3 ص 317 مراجعه شود ( مترجم ) .