عمرو بن عامر از يمن پراكنده شدند .
خداوند بيمارى خونريزى بينى را بر قوم جرهم مسلّط نمود ، و بسيارى از آنها بر اثر اين بيمارى به هلاكت رسيدند ، در اين هنگام قوم خزاعه به رياست عمرو بن ربيعة بن حارثه كه در بيرون مكّه بودند وارد مكّه شدند و با باقيماندگان قوم جرهم جنگيدند .
وقتى كه عامر بن حارث جرهمى ، احساس شكست كرد ، دو آهوى طلائى و حجر الاسود را از كعبه بيرون آورد ، و اظهار توبه نمود و ملتمسانه به خدا عرض كرد :
لا هم انّ جرهما عبادكا * و النّاس طرف و هم تلادكا
و هم قديما عمّروا بلادكا
توبهء او قبول نشد ، و دو آهوى طلائى را در چاه زمزم دفن كرد و آن چاه را پوشاند ، و سپس با باقيماندگان طايفهء جرهم به سرزمين « جهنيه » كوچ كردند ، و در آنجا سيلى آمد و همهء آنها را به هلاكت رسانيد .
عمرو بن حارث جرهمى در اين مورد مىگويد :
كان لم يكن بين الحجون الى الصّفا * انيس و لم يسمر بمكّة سامر
بلى نحن كنّا اهلها فابادنا * صروف اللّيالى و الجدود العواثر
: « گويا بين سرزمين حجون تا صفا هيچ انسانى نبود ، و در مكه هيچ رهگذرى عبور نمىكرد ، آرى ما اهل مكّه بوديم ، گردش شبها و روزگار پر لغزش ما را در بدر كرد » .
سرپرستى سه منصب
پس از دودمان جرهم ، عمرو بن ربيعه ، رئيس قوم خزاعه سرپرستى كعبه را به عهده گرفت ، و به قول بعضى ، عمرو بن حارث غسّانى سرپرستى كعبه را به عهده گرفت ، و بعد از او دودمان خزاعه سرپرست كعبه شدند ، با توجّه به اينكه قبيلههاى