تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
در هر حال واژهء كشف همانند واژهء الهام كه در روانشناسى جديد از آن استفاده مىشود حتى پيش آنهائى كه اين الفاظ را به كار مىبرند در ابهام غوطه‌ور است . اين معانى با « ضمير ناخودآگاه » ارتباط داده مىشوند 8 ، و اين ضمير همانطور كه از نامش پيدا است از آگاهى و شعور فاصلهء بسيارى دارد . صاحب كشف و الهام بودن يك انسان هرگز او را شايستهء مقام نبوت و وحى نمىگرداند و بايد به اين مطلب اساسى توجه داشت كه پديدهء وحى همواره با آگاهى كامل همراه است 9 ، و هر پيامبرى در گرفتن خبر الهى كاملا به واقعيت و درون اين پديده ، هشيارى و شعور دارد و به اين جهت نمىتوان آنچه را كه در دايرهء آگاهى و شعور پيامبر وجود دارد و خالى از هر گونه ابهام است به بخش ناآگاه وجود او نسبت داد . حق اين است كه طبيعت واقعيتهاى دينى و آگاهيهاى غيبى كه به پديدهء وحى مربوط مىشود بهيچوجه با فعاليتهاى بخش ناخودآگاه وجود انسان كه سعى در كشف مجهولات از طريق حدس زدن سريع در امور و فراستهاى خاص باطنى دارد قابل توجيه نيست . همانطور كه با معيارهاى فعاليت بخش خود آگاه انسان نيز مانند استدلال منطقى و استنباط تدريجى نتايج از مقدمات ، اين نوع از آگاهىهاى غيبى را نمىتوان توجيه كرد 10 . وحى فقط با اين تصور قابل تفسير است كه ميان دو ذات ، يكى ذاتى كه سخن مىگويد و دستور ميدهد و عطا مىكند و ديگرى ذاتى كه مخاطب است و مأمور و پذيرنده ، يك گفتگوى فوق انسانى صورت ميگيرد . پيامبر گرامى اسلام ، خود ، چگونگى نزول وحى بر قلب مباركش را در حديث صحيحى كه از وى روايت شده چنين توصيف فرموده است : « گاهى مانند آواز زنگ و دراى آن را مىشنوم و چون قطع مىشود مطالب را دريافته و مقصود را فهميده‌ام و اين سخت‌ترين انواع وحى است . و گاهى فرشته به صورت شخصى در برابرم ظاهر مىشود و با من سخن مىگويد و هنگامى
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى ) — صفحة 35 | صبحي الصالح / محمد مجتهد شبسترى