را اعراب بر اثر همسايگى با يهود و ساير اقوام متدين از آنها گرفتهاند مانند واژهء « قرأ ، كتب ، كتاب ، تفسير ، تلميذ ، فرقان ، قيوم ، زنديق » 14
. در هر حال همين همين امر كه اعراب در قبل از اسلام واژه آرامى - « قرأ » به معناى « خواند » را در محاورات خود متداول ساختند در تعريب اين لفظ و اينكه اسلام نيز آن را استعمال كند و كتاب كريم خود را با آن نامگذارى نمايد كافى بود .
يكى ديگر از نامهاى قرآن « الفرقان » است . خداوند فرموده :
تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً
15
واژه فرقان نيز در اصل آرامى است و ريشه آن به معناى « جدا كردن » است و در نامگذارى قرآن با اين تعبير هدف توجه دادن به اين مطلب بوده كه اين كتاب حق و باطل را از هم جدا مىكند .
يكى ديگر از نامهاى قرآن « الذكر » است .
وَ هذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ
16
. اين نام يك واژه عربى خالص است و به معناى « شرف » مىباشد و آيهء شريفهء
لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ
17
. نيز همين معنا را مىرساند .
ديگر از نامهاى قرآن « تنزيل » است :
وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ
18
. اين واژه نيز عربى خالص است و اين معنى را مىرساند كه اين مجموعه يك