تلاوت را ادامه ميداد ، و چه بسا كه شنونده خيال ميكرد كه فاصلهاى وجود ندارد »
( 38 ) در البرهان 1 / 251 آمده : « و اما دربارهء عشرها گفته شده كه مأمون عباسى دستور اين كار را داده و گفته شده دستور حجاج بوده است » .
( 39 ) زركشى در البرهان 1 / 270 گفته : « شايسته است كه از اسامى بحث شود كه : آيا توقيفى هستند يا به مناسبت مطالبى كه در هر سوره هست انتخاب شدهاند ؟ اگر دومى باشد هميشه اين امكان وجود دارد كه معانى و مطالب تازهاى از هر سوره استخراج شود و به آن مناسبت نام جديدى براى سوره انتخاب شود و چنين چيزى بعيد است » و مراجعه شود به الاتقان 1 / 90 :
( 40 ) مراجعه كنيد به الاتقان 1 / 18 - 23 در مورد اختلاف در پيرامون مكى بودن و يا مدنى بودن بعضى از سورهها . و ما در مبحث مكى و مدنى به اين بحث خواهيم پرداخت .
( 41 ) در كتاب المصاحف ابن ابى داود ابن ابى داود ص 158 و صفحات بعد ، موقف معترضان به كتابت اين عناوين و رمزها و همچنين كسانى كه چندان اهميتى بدان نميدادند بيان شده است .
( 42 ) البرهان 1 / 250 آرى تقسيم قرآن به سى جزء از اين طريق شيوع پيدا كرد . و حتى گاهى از باب آسان كردن كار دانش آموزان مدارس هر جزء بطور مستقل نيز به چاپ رسيد . و سپس تقسيم هر جزء به دو بخش و تقسيم هر حزب به چهار ربع شيوع پيدا كرد .
( 43 ) مراجعه كنيد به الفهرست ابن نديم ص 6 طبع فلوگل سال 1871 .
( 44 ) دربارهء اشكال خطوطى كه مصاحف با آن خطوط نوشته شد مراجعه كنيد به نوشته « مورتيز » در دائرة المعارف اسلامى - 304
ArabiE
arTlclE
،
ISlam
،
I
EncycloPEdiEdE
،
MoriTz
و در خصوص تفصيلات مربوط به خط كوفى مراجعه كنيد به - . « 112
noTE
8 ، .
InTr
،
Blach
Ef
» ،
Sqq
251 ،
QoranTExTS
dES
،
GESchlchTE
( 45 ) مراجعه كنيد به 133 ، .
Cor
،
InTr
،
. BlachErE
( 46 ) 133 ، .
Id
،
. BlachErE
( 47 ) در بررسى اين مراحل طبع قرآن كريم از نوشته مستشرق بلاشر استفاده كردهايم :
133 ، .
InTr . Cor
،
. BlachErE
بلاشر نيز در مورد آنچه به طبعهاى قبل از سال 1810 مربوط مىشود به نوشتههاى « شنزر » و « فنملر » استناد كرده است . مراجعه كنيد به - ،
PfannmullEr
386 - 364
noS
،
arabica
BiblioThEca
، « .
Ch . F
»
SchnurrEr
. 1926 ،
BEriln
،
LiTEratur
ISlam
dES
. Hndbuch