شير زياد به پستان آمده جارى مىشود ونيز دستوپاى أو را كه بهبندند خوب نموّ نمىكنند وكوچك مىمانند بلكه از اين فشار تمام بدن بىحركت مانده نموّ كامل نمىكنند ممكن است از قماط استخوانهاى أو كه نرم است كج شوند وسوء شكل عارض انها شود وهم وقتىكه تمام اعضاى نوزاد بواسطهء قماط فشرده شد زياد كرم مىشود عرق زياد مىكند وموجب قلق واضطراب أو مىكردد وهم فشار قماط در بطن موجب احتباس براز ودر صدر سبب ثقل صدر وزحمت نفس ودوران خون كشته خون بطرف سر ودماغ ميل مىكند ونيز اين فشار موجب اختلال هضم كشته سدّه در زير شكم عارض مىشود كه عاقبت سبب مبتلا شدن بحالت صرعى مىكردد
ملاحظهء دهم وقتىكه مادر مىخواهد بطفل شير بدهد
- بايد دوسه ساعت بعد از وضع حمل شروع كرده وبراي دفع عقى ( أول مدفوع طفل سياه است ) عوام آن را ماموز مىنامند قدرى عسل داخل أب كرده باو بخورانند امّا اكر دايه شير مىدهد چند مرتبه دوسه مثقال ترنجبين داخل أب كرده يا أب عسل وترنجبين را بأهم مخلوط كرده بطفل بدهند كه عقى را خارج كند وبعد از دوازده ساعت وبيشتر شير بدهند همينكه تليين كرد وعقى خارج شد ديكر ترنجبين ندهند
ملاحظهء يازدهم [ زمان اولين شير دادن ]
- بعضي كفتهاند مادر دوسه روزى صبر كند تا شير به پستانش بيايد آن وقت شير بدهند در بعضي قرى هنوز هم تا سه روز نكذرد شير نمىدهند واين خطا است چه محقّق شده كه پس از دو إلى سه ساعت شير رقيقى كه خاصيت آن اين است كه عقى را خارج كند به پستان أو مىآيد از اين است كه كفتيم كه وقتىكه دايه شير مىدهد ترنجبين بطفل بدهند تا عقى خارج شود بجهة اينكه شير أو اين خاصيت را ندارد كه عقى را دفع كند وديكر اينكه اكر مادر در دو ساعت