باز مانده يا اينكه هيچ باز نكند يا نظره ان خيره حدقه كشاده يا تنكتر از حالت طبيعي يا أحول كشته يا در دور چشم أو دائرهء كبودى ظاهر شده حالت خواب أو تغيير كرده از آنچه بود بيشتر يا كمتر شده نبض ونفس قوى وحركات انها سريع شده مثلا قرعاث نبض كه صد وبيست بود بصد وسى وپنج وبصد وچهل رسيده دفعات نفس أو هم زياد شده معلوم مىشود كه حالت مرضى ظاهر شده
بعض حالات ديكر است كه در بيدارى بهتر واسانتر معلوم مىشود مثلا اكر بجاى اينكه متبسّم وخوشخلق وخندان باشد غضبناك وبدخلق وصورت أو تحريك شده يا مأيوس كشته وخسته وصدا بجاى اينكه صاف وبلند وجلى باشد با غنّه يا كرفته يا ضعيف شده باشد يا وضع مفاصل أو تغيير كرده سرخ يا منخلع كشته بزركتر يا كوچكتر از حالت طبيعي شده باشد يا حالت براز أو تفاوت كرده از روزى دو سه مرتبه بيشتر يا كمتر شده رقيقتر يا غليظتر يا رنك ان كه زرد بود سبز يا برنك ديكر شده باشد يا زبان أو خشك وسرخ وحرارت ان زياد بارهء سفيد كلفتى در روى أن ظاهر يا نرم يا سفيد يا زرد شده يا دستها را بطرف سر مىبرد وحالت ابروى أو تغيير كرده آنچه در سر أو است مىخواهد بردارد يا پاها را بطرف شكم جمع كرده قلق واضطراب دارد يا دهن را باز كرده انكشتها را بدهن مىبرد وعلامت اين است كه از كلو شكايت دارد يا پيش از آنكه شكم أو عمل كند كريه مىكند يا صداى كريهء أو تغيير كرده خشن شده نفس مضطرب ومنقطع در وسط است معلوم مىشود مرضى عارض أو كشته است پس بايد براي مزيد بصيرت خوانندكان اين علامات بتفصيل بيان كنيم
اوّل نبض نوزاد
- اكر مادر ودايه هشيار باشد وقدرى تامّل كند مىتواند حالت نبض طفل را بداند كه نبض را بشمارد وبراي اين مقصود ساعتي كه ثانيه داشته باشد لازم است كه تمام يك دقيقه يا نصف يا ربع دقيقه را بشمارد