تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 952

مساهمون:

ص٩٥٢

وضع يهوديان از نظر سياسى و اجتماعى

اگرچه از سال 1902 يهوديان در ايران نسبة آزادى و تأمينى پيدا كرده‌اند با اين حال هنوز هم اطفال و جوانان آنها در دبستانها و دبيرستانهاى مسلمانان پذيرفته نميشوند . بطور كلى يهوديان نميتوانند ثروت زيادى ذخيره نمايند زيرا كه حاصل دسترنج آنها را مأمورين دولتى بعنوان ماليات از آنها ميگيرند . مأمور جمع‌آورى ماليات سرمايه‌دار است و ماليات آنها را مستقيما در تهران يك جا بخزانه دولت ميپردازد و بعد مبالغى به اندازه طمع خود از آنها ميگيرد و اگر احيانا كسانى فقير باشند و قادر بر اداى مبلغ دلخواه او نباشند آنها را به كار واميدارد و دستمزد آنها را در عوض ماليات ميگيرد . اقتدار اين مامور ماليات‌بگير نامحدود است و ميتواند خانه و حتى لباس يهوديان را براى اخذ ماليات به فروش رساند . يهوديان بقدرى در ايران پست و حقير هستند كه آنها را براى سربازى و كارهاى ادارى استخدام نميكنند و بيشتر با مشاغل پستى امرار معاش مينمايند .

زاينده‌رود

تنها رودخانه بزرگى كه در مركز ايران ديده مىشود زاينده رود است كه از جبال بختيارى سرچشمه ميگيرد كسانى كه باوضاع طبيعى ايران آشنائى نداشته و بيابانهاى خشك و بيكران آن را نديده باشند نميتوانند آنطورى كه بايد اهميت و ارزش رودخانه‌ها را در اين كشور بتصور آورند . محلى كه بيشتر از آب زاينده‌رود استفاده مىكند ناحيه‌ايست كه در سرحد خاك بختيارى يعنى در نزديكى پل سامان واقع و فاصله آن تا اصفهان تقريبا 12 تا 15 فرسخ است . در اين محل آب زيادى در رودخانه جاريست و در سواحل آن محصول زيادى به عمل ميايد . رودخانه پس از مشروب نمودن اين ناحيه از زير پل مرتفعى مانند آبشار هاى متعددى عبور كرده به طرف اصفهان سرازير مىشود و همين كه بجلگه لنجان كه در جنوب غربى اصفهان واقع است رسيد بستر آن عريض ميگردد . از اين نقطه انهار
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 952 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى