تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 948

مساهمون:

ص٩٤٨
پيدا نكرده است كه بتوان جمعيت هرشهرى را بدقت معين نمود . بطوريكه عمال دولتى ميگويند اكنون جمعيت شهر اصفهان به 70000 تا 80000 ميرسد . ملكم نسبت بسكنهء اين شهر خوشبين نيست و مينويسد دروغگوئى در ايران بطور خارق العاده‌اى رواج يافته است اما سكنه اصفهان در اين فن بدرجه استادى رسيده‌اند و اگر بخواهيم ميزانى براى صداقت آنها معين كنيم بايد بگوئيم به همان اندازه كه در مخارج قناعت و صرفه‌جوئى ميكنند در راستگوئى هم امساك دارند .

امساك و صرفه‌جوئى اصفهانيان

امساك و صرفه‌جوئى اصفهانيان مشهور است و براى آنها داستانهائى درست كرده‌اند كه ما براى نمونه يكى از آنها را در زير نقل ميكنيم : گويند تاجر پيرى كه تازه رخت بسراى ديگر كشيده و ثروت قابل ملاحظه‌اى براى بازماندگان خود باقى گذارده است در زندگى باندازه‌اى در امساك و صرفه جوئى در خرج ميكوشيد كه در تمام عمر بجز يك قرص نان در شبانه‌روز چيز ديگرى نميخورد و به پسر خود فقط يكقرص نان ميداد روزى يكى از آشنايانش بحجرهء او رفته و از پنيرى كه در همان روز خريده و خورده بود بىاندازه تعريف و توصيف كرد و تاجر را بهوس انداخت كه اقلا طعم آن را بچشد ، تاجر نامبرده هنگام عصر حجرهء خود را بست و بدكان پنيرفروشى كه آشنايش به او معرفى كرده بود رفت و با پول مختصرى مقدار بسيار كمى از پنير خريد و به منزل برد ولى قبل از اينكه به منزل برسد پشيمان گرديد و به خود ملامت كرد كه چرا دست باتلاف مال زده و باسراف و تبذير پرداخته است . پس از آنكه به خانه رسيد شيشه‌اى طلبيد و پنير را در آن جاى داد و در آن را محكم بست و در گنجه گذارد و به پسر گفت به تو قول مىدهم كه از اين ببعد در موقع نهار و شام بنان تنها اكتفا نخواهيم كرد پسر نيز از شنيدن اين خبر بسيار خوشوقت گرديد چون موقع خوردن شام رسيد پدر با نهايت سرور و نشاط در گنجه