معامله كرد يعنى تمام آثار و ابنيهء اين پايتخت قديمى را كه معرف شكوه و عظمت ديرين ايران بود به كلى ويران نمود و مصالح آنها را فروخت . مساجد و ساير ابنيهء عمومى را هم كه نتوانست خراب كند تسليم سارقين آثار عتيقه كرد تا كاشيهاى نفيس و ظريف و ساير تزيينات آنها را كنده و بخارجيان بفروشند .
پسران او هم در ويران كردن اين شاهكارهاى بىنظير فروگذارى ننمودند و سربازان گارد ظل السلطان
مكرر اظهار تأسف ميكردند كه چرا نقاشيهاى قصر چهلستون را در روى پرده نكشيدهاند تا بتوانند آنها را از جاى خود درآورده و بموزههاى باخترى و ميلياردرهاى امريكائى و كلكسيونرهاى ثروتمند بفروشند و بدينوسيله خزانهء طلائى بدست آورند .
لقب اين شاهزاده مركب از دو كلمهء عربى ظل و سلطان يعنى سايه شاه است .
شايد هم شاه اين لقب را محض استهزاء به او داده باشد زيرا كه اين شاهزاده از حيث شكل و تركيب اندام بسيار بدنما مىباشد . قدش از قد آدمهاى متوسط هم كوتاهتر است . فربهى زياده از اندازه هم موجب افزايش بدتركيبى او شده است . پلك چشم
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 907
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٩٠٧