حمام
دوم اكتبر - ما هنوز براى حركت تصميمى نگرفتهايم ، از پست پرسيديم كه در چه روز و چه ساعتى ما ميتوانيم حركت كنيم ، در پاسخ شنيديم كه تا قونسول روس تصميم قطعى خود را در حركت باصفهان بما اطلاع ندهد ما نميتوانيم وسايل حركت شما را فراهم سازيم . البته چنين رفتارى پسنديده نيست ، ملتى كه مدعيست اخلاق و افكار تازهاى را پذيرفته بايد از اين گونه رفتارها دست بكشد .
نظر باينكه كارى نداشتيم ميل كرديم كه بحمام برويم ولى در تهران حمامى نيست كه ما بتوانيم در آن وارد شويم . حمامهاى عمومى فقط به مسلمانان اختصاص دارد و غيرمسلمان حق ورود به آنها را ندارد . خوشبختانه در مهمانخانه يكنوع قرع و انبيقى هست كه ميتوان در آن فرورفت اما بايد نهايت احتياط را به عمل آورد كه بدن در آن جوشيده نشود زيرا كه اين ظرف شستوشو در فاصلهء چند دقيقه به جوش ميآيد .
گردش در محلهء يهوديان
3 اكتبر - بطوريكه از پستخانه بما اطلاع دادند موانع بر طرف گرديده و ما ميتوانيم فردا در موقع طلوع آفتاب به طرف اصفهان حركت كنيم و چون كارى نداشتيم بهتر آن دانستيم كه بسياحت محلهء يهوديان برويم شايد بتوانيم اشياء آنتيكى خريدارى كنيم . اتفاقا دلالها ما را بخانهء ملاى يهوديان بردند . مدت دو ساعت مشغول تماشاى اشياء درهمريختهاى شديم و بعضى از آنها را كنار گذارديم كه بعنوان يادگار مسافرت بايران همراه خود باروپا ببريم . در ضمن تماشاى اين اشياء مخلوط ، من به چيز عجيبى برخوردم . در ميان اشياء كهنهء مفرغى دستهء قلمتراشى را ديدم كه ساخت فرانسه و متعلق بقرن چهاردهم بود .
معامله كردن با يهوديان بسيار جالب توجه است . اشخاص متعددى در آنجا حضور داشتند . يكدسته طرفدار فروشنده و دستهء ديگر طرفدار خريدار بودند . اين دو دسته در گفتگو و چانه زدن حرارتى بروز ميدادند ، گاهى هم مشت گره كرده به يكديگر