تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
بود كه در آتيه تمام ايرانيان آزادند و مالك جان و مال خود هستند و ثروتمندان مىتوانند شركتهائى تشكيل دهند و سرمايه‌هاى خود را به كار اندازند و بامور عام المنفعه‌اى كه سودش بعامه عايد گردد دست بزنند و موجبات ترقى و تمدن كشور را فراهم سازند و مخصوصا تأكيد كرده بود كه هيچكس حق تعرض به دارائى رعايا را ندارد و مجازاتها هم بايد بر طبق قانون و دستورهاى شرعى به عمل آيد . اين حكم نيز موجب پريشان شدن افكار ثروتمندان گرديد زيرا ملتى كه هميشه از تعرضات مأمورين دولتى در زحمت بود به اين فكر افتاد كه شايد باز دولت حيلهء ديگرى به كار برده و ميخواهد سرمايه‌هاى آنها را از دستشان بربايد بنابراين ثروتمندان بجاى اقدام به كارهاى عام المنفعه باختفاى قسمت عمدهء سرمايهء خود پرداختند و چنين پنداشتند كه اينهم يكنوع دامى است كه دولتيان گسترده‌اند و در صددند كه چون سرمايه‌ها به كار افتد يكباره از دست آنها بربايند . ناصر الدين باز با فرمان ديگرى تأكيد بليغ كرد كه تمام حكام بايد طابق النعل بالنعل موافق ارادهء او عمل كنند و اگر احيانا يكى از آنها بر خلاف اين فرمان رفتار كند و بمال و جان رعايا دست‌اندازى نمايد باشد مجازات محكوم خواهد شد . اين فرمان كه بوى آزادى از آن استشمام ميشد موجب خرسندى خاطر طبقهء بىبضاعت گرديد ولى بطورىكه در بالا ذكر شد موجبات نگرانى طبقهء ثروتمند را فراهم ساخت كه در نهايت احتياط به پنهان نمودن سرمايه‌هاى خود پرداختند . نظر باينكه اين فرمان هم دنباله‌اى نداشت و عدالتخانه‌اى كه شاه در اين فرمان تأسيس آن را وعده داده بود و از ضروريات محسوب ميگرديد تأسيس نشد ، اين فكر شاه هم مانند افكار پيشين او عملى نگرديد و هيچگونه تغييرى در طرز ادارى كشور به عمل نيامد و فقط يك نتيجه داد و آن اين بود كه بهانه‌اى بدست سفرا و نمايندگان دول مقتدر خارجه داد كه در مواقع لازم از بىعدالتيهاى مأمورين دولتى بشاه شكايت نمايند و به تعديات آنان اعتراض كنند . در سال 1889 باز شاه بفكر رفرم افتاد و بمجلس شوراى دولتى امر كرد كه قوانينى براى عدليه بنويسند بنابراين بترجمهء « كد » ناپلئون پرداختند و قوانين هندى