كار خود مهارتى دارند . برناردى در اين شهر شهرت داده است كه فرنگيان عاشق ظروف شكسته قديمى و اشياء آهنى زنگزدهء بىفايده هستند . كسانى كه داراى چنين اشيائى باشند مىتوانند آنها را نزد من آورده و با پول نقد مبادله نمايند و به اين تدبير اشياء زيادى را ببهاى نازل از آنها خريده و در موقع ببهاى گزافى به فروش مىرساند .
ظرف قشنگى داشت كه داراى نقشهاى مطلوبى بود . طرف صبح بهاى آن را 4000 فرانك معين كرد ولى در ساعت 4 بعدازظهر كه ما دوباره بسراغ آن رفتيم بهاى آن را بدون تناسب بالا برد و به مبلغ 12000 فرانك رسانيد .
عبورومرور شبانه
يكشب ما در قونسولخانه روس بشام دعوت داشتيم ، اوايل شب يكى از مستخدمين قونسولخانه به منزل ما آمد فانوس بزرگ روشنى بدست چپ و چماقى بدست راست داشت . اين راهنما بجلو افتاد و ما هم در دنبال او ميرفتيم . فانوس در شب بىفايده نيست زيرا كه كوچههاى شهر مشهد فاقد روشنائى است و چون روشنائى در جلو باشد ميتوان پيش پاى خود را ديد و از خطر افتادن در چاله و خاك و گل كه در هرقدم ديده مىشود مصون ماند . فانوس هم بايد متناسب با شئون اشخاص باشد . هرقدر مقام شخصى بالاتر باشد ابعاد فانوسش به نسبت مقامش زيادتر است .
بارى شام در محيط بسيار گرم و دوستانهاى بخوشى صرف شد ، نظر باينكه قونسول مدتى هم در هندوستان به اين سمت اقامت داشته اشيائى خريده و با خود باينجا آورده بود در روى مبلها و ميزهاى سالن مجسمههائى از خدايان هندى ديده ميشد كه ما مدتى بتماشاى آنها سرگرم بوديم .
در ساعت يازده از قونسول خداحافظى كرده و دوباره با همان راهنما و همان فانوس بزرگ به منزل برگشتيم . در ساعت معينى از شب عبورومرور در شهر ممنوع ميگردد و باصطلاح خودشان بگيروببند شروع مىشود . كسانى كه مجبور باشند در اين ساعات ممنوعه در شهر رفتوآمد نمايند بايد قبلا بداروغه مراجعه كرده و اسم شب بگيرند قراولان و پاسبانان شبگرد كه آنها را گزمه ميگويند اسم شب را ميدانند و از عابر