مدت يك هفته طول ميكشد تا گارى بمشهد برسد و كمتر اتفاق ميافتد كه بارى را سالم تحويل بگيرند .
رانندگان مدتى قبل از حركت اسبانرا تشنه نگاه ميدارند تا در آخرين نهر آب شيرين سيراب شوند و در بين راه مجبور بتوقف نگردند .
ايستگاه بين راه
همين كه آخرين بناى مرتفع اين شهر روسى از نظر ناپديد گرديد درشكه در بيابان لم يزرعى ميافتد و پس از سه ساعت به ايستگاه قورتسو ميرسد . اين ايستگاه داراى دو اطاق است كه يكى مخصوص مسافرين و ديگرى منزل شخصى مأمور ايستگاه است . اثاثهء اطاق مأمور منحصر است بيك تختخواب و گهوارهاى كه با طناب بسقف اطاق آويخته است زيرا كه كودكان نوزاد را از به دو تولد به اين نوع هواپيمائى عادت ميدهند . اطاق مسافرين شباهت بيك قراولخانهء نظامى دارد زيرا كه در آن نيمكتها و تختههائى ديده مىشود كه با مختصر انحنائى براى خوابيدن به كار ميرود .
پس از ايستگاه قورتسوراه داراى پيچوخمهاى متعددى مىشود و به دومين ايستگاه ميرسد كه موسوم است به گودان . در اين راه كاروانهاى متعددى ديده مىشود كه مال التجاره حمل ميكنند و لا ينقطع در دنبال يكديگر در رفتوآمد هستند .
قطارهاى شتر پشم را از افغانستان بروسيه حمل مينمايند .
گمركخانهء روس در گودان
در صورتى كه مسافرى صبح زود از عشقآباد حركت كند مقارن ساعت 4 بعدازظهر بسرحد روس و ايران ميرسد . در اينجا مسافر مجبور است مدتى توقف كند تا بازرسان روسى لوازم سفر او را معاينه كنند و گذرنامهء او را امضاء نمايند . گمركخانهء روسيه عبارت از محوطهء وسيعى است كه بوسيله درهاى بزرك مسدود شده است و سربازان روسى شب و روز در اطراف آن بپاسبانى مشغول هستند در اينجا علاوه بر عمارات پستخانه و تلگرافخانه و گمرك منازلى هم براى گمركچيان ساختهاند و يك كاروانسراى بزرگى هم براى منزلگاه مسافرين موجود است .
چون گودان چشمههاى آب بسيارى دارد به اين جهت آنجا را پست سرحدى قرار دادهاند .