قدر و اعتبارى قائل نيستند .
تقسيمات ادارى
كشور ايران تقسيم شده است بايالات و ولايات و در رأس هرقسمت حاكمى از طرف شاه قرار گرفته است و مطابق قوانين استبدادى باداره كردن آن مىپردازد . فرمانفرمايان و حكام در مقابل شخص شاه مسئول هستند و موظفند كه ماليات را از رعايا گرفته بمركز بفرستند و بر حسب ظاهر در حفظ جان و مال رعايا و امنيت راهها بكوشند .
هرفرمانفرما يا والى كه در رأس ايالتى قرار گرفته است كارمندان زيردستى هم دارد كه آنها را نايب الحكومه مينامند . كارمندان ديگرى هم هستند از قبيل داروغه و كلانتر و كدخدايان محلات شهرهاى بزرگ و دهكدهها كه بايد بدعاوى مردم رسيدگى نمايند و در حلوفصل آنها اقدام كنند .
قبايل چادرنشين و بيابانگرد مانند كردها و بختياريها و غيره به طرز ديگرى اداره ميشوند يعنى حكمرانان اين قبايل بايد از نژاد خود آنان باشند و معمولا آنها را ايلخانى يا ايل بگى ميگويند ، اينها مؤظفند كه ماليات را از افراد ايل خود گرفته بوالى بپردازند .
اقتدار شاه نسبت به اين قبايل تا اندازهاى محدود است زيرا كه نميتواند به غير از رؤساى قبيله كسى را بحكومت بر آنها منصوب نمايد .
انتصاب حكام
براى انتخاب حكامى كه از حيث مقام پائينتر از واليان باشند شاه نميتواند دخالتى بكند ، واليان بايد كسى را بحكومت نواحى تعيين نمايند كه رعايا خواستار او باشند و آنها هم در انتخاب چنين حكامى نهايت احتياط را به عمل ميآورند زيرا كه در غير اين صورت ممكن است مردم شورش كنند و اختلالى در امور حكومتى روى دهد .
معمولا اشخاصى كه ميخواهند حكومت ناحيهاى را بدست آورند مجبورند كه مبلغى بفرمانفرما بعنوان پيشكش بپردازند و فرمانفرمايان هم موظفند كه همهساله وجهى به اين عنوان براى شاه بفرستند مخصوصا از بيم اينكه مبادا رقيبى پيدا كنند هرقدر ممكن باشد بر مبلغ پيشكش ميافزايند و شاه هم در عوض اين مبلغ مجددا آنها