و شناسنامه در اين كشور وجود ندارد ، راجع بزمانهاى بسيار قديم هم نميتوان اقوال مورخين را معتبر دانست و معلوم نيست كه از روى چه مدرك و مأخذى نويسندگان قديمى شمارهء رعاياى داريوش را 50 ميليون نوشتهاند ، شاردن هم در عصر خود رقمى بقلم آورده كه مسلما از حقيقت دور است ، او جمعيت ايرانرا در عصر خود 40 ميليون برآورد كرده است . نويسندگان قرن نوزدهم بحقيقت نزديكتر شدهاند . « 1 » « سرجان ملكم » در تاريخ 1815 جمعيت ايران را ده ميليون تخمين زده است .
« راولنسن » انگليسى نيز در سال 1850 تقريبا همين رقم را نشان ميدهد و دكتر سواران تركمان در موقع عبور از پل آمودريا در نزديكى خيوه
پلاك
( Pollak )
در سنه 1873 مينويسد كه جمعيت ايران بواسطهء امراض مهلك و با و طاعون و مخصوصا قحطى بسيار كم شده است و اكنون تقريبا از 6 ميليون تجاوز نميكند .
ژنرال شيندلر
( Schindler )
در سال 1888 جمعيت اين كشور را مطابق صورت
هامش
( 1 ) گويا مؤلف وسعت و آبادانى ايران را در زمان داريوش و شاه عباس بخاطر نياورده است ( م )