بدست ميآوردهاند .
رنگ سياه دودهاى بوده كه از چوبهاى مخصوصى ميگرفتهاند و يا از مازو بدست ميآوردهاند و مركب چين هم به كار ميرفته است .
رنگ آبى از سنگ لاجورد سائيده شده و يا از سنگ زرنيخ بوده است ، در خرابههائيكه در درهء نيل واقع شدهاند مادهاى يافت مىشود كه به شكل گلوله است و آن را آبى مصرى ميگويند .
رنگ قرمز را از شنجرف ميگرفتهاند و شايد هم از روناس و يا چوبهاى رنگين استخراج ميكردهاند .
رنگ زرد را از حبوبات رنگين و يا گل سرخ اخذ ميكردهاند .
رنگ سبز معلوم نيست كه آيا ساده يا مركب بوده است و حدس ميزنند كه آن را از زنگار مس يا از نباتات ميگرفتهاند .
راجع به طلا و طرز استعمال آن در صفحات بعدى صحبت خواهيم كرد .
بهرحال غالبا شكل مدال مانندى در سرلوحهء كتابها ديده مىشود كه عنوان كتاب و نام مؤلف در ميان آن نوشته شده است ولى تاريخ را معمولا در صفحهء آخر كتاب مينويسند . اين مدالها معمولا به شكل دايره يا كثير الاضلاع يا بيضى هستند . زمينهء اين مدالها غالبا طلائى است و كلمات با رنگ سفيد يا سياه در آنها نوشته شده است و رنگ آبى بندرت در آنها ديده مىشود ، اطراف اين مدالها با شاخ و برگ و گل به طرز خوشنمائى تزيين شده و رنگهاى مختلفى كه به كار رفتهاند همآهنگى مطلوبى دارند .
گاهى هم در سرلوحهء كتاب بجاى مدال مدور شكل مستطيلى كشيدهاند كه در آن نام كتاب و نام مؤلف نوشته شده است . در بعضى كتب تمام حواشى و سرفصلها به همين ترتيب زينت يافته و فوق العاده جالب توجه هستند . در پارهاى از اين كتب نام نقاش و مذهب نيز نوشته شده است و ما در زير چند نفر از استادان نقاش مشهور را معرفى مينمائيم .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 486
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٤٨٦