حيث بر محصولات خاورى برترى پيدا كردند و با بهاى كمترى ببازارها آمدند . در ايران تا اواخر قرن شانزدهم شيشهسازى معمول بود و از وقتى كه شيشههاى ايتاليائى بايران وارد شد اين صنعت در آنجا رو بتحليل رفت . شاردن شيشههاى ساخت شيراز و اصفهان را نمىپسندد و مينويسد : « شيشهها و آئينههائى كه در ايران ساخته مىشود همه ناقص و ظروف شيشهاى متعلق بقرون 18 و 19 ( كلكسيون لاتودرى )
معيوب و پر از حبابهاى بدنما هستند . در هشتاد سال قبل يكنفر ايتاليائى طماع و ممسك بايران آمد و صنعت شيشهگرى را با گرفتن پول زياد بشيرازيان تعليم داد و اگر من آگاهى كاملى نداشتم تصور ميكردم كه ايرانيان اين صنعت را از پرتقاليها ياد گرفتهاند . »
بهرحال تاريخ تجديد صنعت شيشهگرى در ايران هروقت باشد اين نكته مسلم است كه پس از آن با سرعت زيادى روبترقى و كمال رفته است . در قرن هيجدهم در شهرهاى اصفهان و شيراز نمونههاى بسيار خوبى ساخته شده كه با بهترين محصولات ايتاليائى برابرى ميكردهاند .
خمير شيشهء ايرانى كاملا سفيد نبوده ولى در ساختن آن سليقه و ذوق دخالت
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 427
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٤٢٧