در موقع ظهور پيغمبر اسلام ( ص ) هم شيشه وجود داشته است زيرا كه در يكى از سورههاى قرآن بشفافيت شيشه اشاره شده است « 1 » .
شيشهسازى در خاور در قرون 13 و 14
اگرچه نمونهاى از شيشههاى ساخت اعراب كه متعلق به پيش از اواخر قرن سيزدهم باشد تاكنون بدست نيامده ولى از نوشتههاى مورخين قديمى كه در قرون يازده و دوازده در سلك حيات بودهاند چنين استنباط مىشود كه قبل از قرن سيزدهم صنعت شيشهگرى در خاور وجود داشته است .
اين مورخين مينويسند كه در عصر آنها شيشهسازى در شهرهاى اسكندريه و قاهره و صور و حلب و انتاكيه و دمشق و ايران معمول بوده و شيشههاى قشنگ سفيد و قرمز و سبز و زرد و آبى ميساختهاند و مخصوصا شيشهگرى حلب شهرتى داشته است .
مورخ معروف موسوم به حافظابرو كه در قرن چهاردهم در سلك حيات بوده چنين مينويسد :
« يكى از صنايع مهم شهر حلب شيشهگرى و آئينهسازى است . در هيچ جاى دنيا آئينهاى نظير آئينههاى حلبى يافت نميشود . وقتى كه انسان در بازار آئينهسازان وارد مىشود از تماشاى آئينههاى خوشنما دل برنميگيرد و نميخواهد از آن بازار بيرون آيد . در آنجا انواع آئينهها را با ذوق و سليقهء خاصى تزيين كردهاند . آئينهء حلبى بقدرى خوب است كه در تمام ممالك عالم مشترى دارد و هرساله مقدار زيادى بخارج ميرود و بمنزلهء تحفهء نفيسى است كه مردم بلاد ديگر بعنوان هديه به بزرگان و دوستان خود تقديم مينمايند . »
علاوه بر حلب شهر دمشق هم در شيشهگرى و آئينهسازى شهرتى داشت و نظر به همين شهرت بود كه آئينههاى مزين به طلا و مينا را كه از كارخانههاى شام و مصر و يونان بيرون ميآمدند بنام آئينههاى دمشقى به فروش ميرساندند .
شيشهگرى در ايران از قرن 15 تا 19
شيشهگرى خاورى پس از طى يكدورهء درخشان رونق خود را از دست داد زيرا كه در ايتاليا هم شيشهسازى معمول شد و مخصوصا در شهر و نيز شيشهها و آئينههائى ساختند كه از هر
هامش
( 1 ) اشاره به آيهء نور است .