تجارت سابق را كه قاتل پناهندگان بشاهزاده عبد العظيم تشخيص داد بدار مجازات آويخت .
بطوريكه قبلا ذكر كرديم تمام روحانيان در نهضت مشروطيت شركت نكرده بودند از جمله شيخ فضل اللّه نورى كه يكى از مجتهدين بزرك تهران بود علنا با مشروطيت مخالفت ميكرد و به همين جهت مورد تكفير همقطاران خود واقع شد مجاهدين بنابر امر دولت موقتى او را هم در ميدان توپخانه بدار آويختند .
ملاى ديگرى هم بنام مير هاشم دستگير و بدار آويخته شد و جسد او تا غروب آفتاب براى تماشاى عامه بردار ماند ، تقصيرات او را مفصلا در صفحه كاغذى با خط درشت نوشته و بر روى سينهاش چسبانده بودند تا تماشاچيان از خطاهاى او مستحضر گردند .
در اول سپتامبر اعلان عفو عمومى منتشر گرديد اما در تعقيب آن اعلان ديگرى بدين مضمون منتشر شد كه بايد اوضاع زندانيان و متحصنين در سفارتخانهها روشن گردد و چند روز بعد حكم تبعيد 15 نفر صادر گرديد كه از آن جمله نايب السلطنه قديم پدر زن شاه مخلوع و امير بهادر جنگ و سعد الدوله بودند .
تبعيد محمد عليشاه بخارج
شاه مخلوع در زرگنده در سفارت روس بسر ميبرد و در تحويل دادن جواهر سلطنتى كه با خود برده بود تعلل ميورزيد و با وجود وساطت سفارتين روس و انگليس نتيجهاى حاصل نشد سرانجام در 8 سپتامبر سرژرژ با وكلاى قونسول انگليس و سابلين شارژه دافر روس و وزراى ايران قراردادى را امضا كردند كه بموجب آن دولت جديد اداى قروض شاه مخلوع را كه بالغ بر 10 ميليون فرانك است قبول كند و در عوض تمام املاك و دارائى او را كه در آذربايجان و ساير جاها دارد تصرف نمايد و شاه مخلوع تمام جواهرات سلطنتى را پس بدهد و همين كه در يكى از كشورهاى خارج اقامت كند ، دولت ايران ساليانه مبلغ