رشت را قبول نمايد و او هم بنا بتقاضاى گيلانيان برشت وارد شد . شاه مأمورى را نزد او فرستاد و توصيه كرد كه در امنيت و نظم گيلان بكوشد . اما سپهدار در پاسخ گفت كه اين كار قبل از برقرارى مشروطيت امكانپذير نيست ولى بعد از آنكه شاه بوعده هاى خود وفا كرد ممكن است او هم تقاضاى شاه را انجام دهد و بعد هم در رأس مجاهدين قرار گرفت و به طرف تهران حركت نمود .
حركت بختياريان از جنوب و مجاهدين از شمال مطابق برنامهء منظمى شروع شد و محرمانه با هم ارتباط داشتند .
جلوگيرى سفراى روس و انگليس از حركت مجاهدين
مجاهدين شمالى از قزوين حركت كردند و نمايندگان آنها بشاه آباد كه در 20 كيلومترى تهران واقع است وارد شدند . در اين موقع نيز سفارتين روس و انگليس كسانى را مأمور كردند كه بروند و مانع حركت آنها بتهران بشوند . فرستادگان عبارت بودند از مستر چرچيل منشى سفارت انگليس و كماندان استكس وابسته نظامى آن سفارت و بارانوسكى مترجم سفارت روس . پس از مذاكرات زياد سپهدار و ساير سرداران مجاهدين براى تعويق حركت مواد زير را پيشنهاد كردند :
1 - سپهدار و سردار اسعد فرماندهان قشون ملى مجاز باشند كه هريك با 150 نفر از نيروى خود بتهران وارد گردند .
2 - انحلال كابينهء حاضر و برقرارى كابينهاى كه انجمنهاى ملى اعضاى آن را انتخاب نمايند .
3 - يكعده از بختياريان و مجاهدين تا برقرارى مشروطيت در تهران بمانند .
4 - عقبنشينى قشون روس از آذربايجان و بركنارى لياخوف از فرماندهى قزاقان ايرانى .
5 - عزل و تبعيد عدهاى از درباريان اخلالگر .