تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1157

مساهمون:

ص١١٥٧
كرد مبنى بر اينكه تصميم دارد مجلس را كه در ژوئن 1908 منحل نموده بود مجددا داير نمايد و قانون اساسى را كه در اول ژانويه 1907 و متمم آن را در هفتم اكتبر امضاء كرده محترم شمارد . اما ملت چون مكرر خلاف وعدهء او را ديده بود به اين اعلان قانع نشد تصور كرد كه شاه باز هم حيله‌اى به كار برده و درصدد اغفال آزاديخواهان است .

حركت مجاهدين به طرف تهران

بنابراين به زودى دو دسته قشون بنام مجاهد در طرف شمال و جنوب تشكيل گرديد و به طرف پايتخت روى آورد . دستهء اول در تحت فرمان سردار اسعد در 17 ژوئن از اصفهان حركت كرد . ايندسته مركب از 5000 نفر بختيارى مسلح بود و در اوايل ژويه به شهر قم رسيد . قونسول‌هاى روس و انگليس با هم بقم رفتند و با سردار اسعد مذاكراتى نمودند كه حركت به طرف تهرانرا بتعويق اندازد . سردار اسعد در پاسخ به آنها گفت : مقصود من از رفتن بتهران فقط به اين منظور است كه شاه قول خود را محترم بشمارد و بوعده‌هاى خود كه مكرر بملت داده و در انجام آنها تأخير كرده وفا نمايد و بنا به خواهش قونسولها چند روزى حركت خود را بتعويق انداخت . ولى باطنا مقصودش اين بود كه مجاهدين گيلانى و آذربايجانى و مازندرانى بنا بر قرارداد محرمانه كه با او داشتند در قزوين متمركز شوند و او هم از قم حركت كرده به آنها ملحق شود و باتفاق به طرف تهران روى آورند . مجاهدين شمالى هم تحت فرمان سپهدار ناصر السلطنه كه از اعضاء يك خانوادهء قديمى و مهم مازندران و شخص ثروتمندى بود و سابقا هم در دربار شاهى مقامى داشت از رشت به طرف قزوين حركت كردند . سپهدار ابتدا با عين الدوله از طرف شاه به آذربايجان رفته بود تا شورش آنجا را بر طرف سازد ، اما بين او و عين الدوله كدورتى حاصل شد و سپهدار از تبريز يكسره به تنكابن كه ملك خودش بود رفت . در اين موقع آزاديخواهان گيلان پس از قتل حاكم سابق نزد او رفته و درخواست كردند كه حكومت