قتل شدهاند مجازات شوند و عدالتخانه هم فورا داير گردد . اما عين الدوله تصميم گرفت كه شورشيان را با قوه قهريه پراكنده سازد بنابراين ملاها تصميم گرفتند كه از تهران به طرف عتبات عاليات مهاجرت نمايند .
بسته شدن بازار و تقاضاى مشروطيت
در اينموقع درباريان احساس كردند كه كار بجاى سخت رسيده و عاقبت خطرناكى در پيش است زيرا كه بازاريان با وجود تهديد درباريان به كلى دكانهاى خود را بسته و بسفارتخانه انگليس پناهنده شدند و پس از چند روز شمارهء آنها به 16000 نفر رسيد .
طبقه روحانى هم در شاهزاده عبد العظيم توقف كرد و مجددا نامهاى بشاه نوشت و اخطار نمود كه اگر عين الدوله معزول شود و هيئتى هم از طرف شاه نزد ملاها برود و از عمليات عين الدوله معذرت بخواهد آنها بتهران مراجعت خواهند كرد .
اما اشخاص روشنفكر چون ميدانستند كه طبقه روحانى فقط در فكر حفظ نفوذ و منافع خود مىباشد و ابدا در فكر بدبختى مردم و اصلاح امور نيست در سفارتخانه مانده و با پشتيبانى قونسول انگليس از شاه عزل عين الدوله و تأسيس مشروطيت و تأمين خود را خواستار شدند و درعينحال روابط خود را با طبقهء روحانى قطع نكردند .
اعطاى مشروطيت
شاه از اين پيشآمدها كاملا آگاه نبود زيرا كه عين الدوله مانع آگاه شدن او بود ، ابتدا از زنان حرم خود چيزهائى شنيد و بعد درباريان را مجبور كرد كه وقايع را مفصلا براى او شرح دهند و همين كه كاملا از جريان اوضاع آگاه گرديد غضبناك شد و عين الدوله را از صدارت معزول نمود و مشير الدوله را كه وزير امور خارجه و با نهضت ملى موافق بود بصدارت منصوب كرد و بخواستههاى ملت تن در داد .
سه هفته بعد متحصنين سفارتخانه خوشوقت شدند كه تقاضاى آنها انجام يافته و در اول ماه اوت دستخط شاه را مبنى بر اعطاى مشروطيت و تأسيس مجلس