باب چهاردهم در ژرفاى دانش آن حضرت
در كتاب دار المنتظم تأليف ابن طلحه حلبى شافعى روايت شده كه آن حضرت فرمودند :
« لقد حزت علم الاوّلين و انّنى * ضنين بعلم الاخرين كتوم
و كاشف اسرار الغيوب باسرها * و عندى حديث حادث و قديم
و انّى لقيّوم على كلّ قيّم * محيط بكل العالمين عليم »
من حايز و دربردارنده علم اولين مىباشم ، به دانشهاى پنهان خلق آخرين نيز دانايم . من كشفكننده تمام اسرار پنهانم . وقايع و حوادث قديم و جديد پيش من است و من سرپرست و زعيم هر سرپرستى هستم ، من به تمام جهانيان احاطه دارم .
( توجه داشته باشيد كه طبق عقيده شيعه اثنا عشريه كه مذهب ما است ، پيامبران و ائمه حتى رسول اكرم علمشان وابسته به علم خداوند است چيزى را نمىدانند مگر اينكه خداوند به آنان افاضه كند . بنابراين احاطه على عليه السلام ، بر عالمين اولا احاطه نسبى است نه مطلق و ثانيا همين احاطه نسبى نيز از خداوند است كه اعطاء كرده است نه از خودش ) و فرمودند : « لو شئت لاوقرت من تفسير الفاتحه سبعين بعيرا » « اگر بخواهم مىتوانم از بيان و تفسير سوره فاتحه الكتاب هفتاد شتر را بار كنم . » رسول اكرم ( ص ) فرمودند : « انا مدينه العلم و علىّ بابها . » « من شهر دانشم و على در آن شهر » چنان كه خداوند فرمودند :
« وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها
فمن اراد العلم فعليه بالباب . » « 1 » خداوند فرمودند : به خانهها از درهايشان درآئيد پس هر كس خواست در شهر علم درآيد بايد از در آن درآيد .
هامش
( 1 ) - بقره ، 189 .