و از حاق مائل نه علمى كه درو تدبير ابدانى كه صحت او در غايت نباشد دانسته شود آن را علم تدبير ابدان ضعيفه كويند و علمى كه درو تدبير ابدانى كه صحتش در غايت بود اما از حاق ميلى نموده باشد دانسته شود آن را علم تقدم بحفظ كويند و علمى كه درو تدبير آبدانى كه صحت او در غايت باشد و از حاق مايل نبود دانسته شود آن را علم حفظ صحت كويند بس اطلاق علم حفظ صحت بر دو قسم اول مجاز بود
لوحه [ حفظ صحت نيازمند پنج خصلت ]
بدانكه حفظ صحت متاتى نشود الا بر كسى كه به بنج خصلت پسنديده آراسته بود
[ اول آنكه عارف بود بقوانين طب ]
اول آنكه عارف بود بقوانين طب يا سامع و مطيع بود مر طبيب را
[ دوم آنكه ذى يسار بود ]
دوم آنكه ذى يسار بود تا بر استعمال آنجه استعمال او واجب باشد قادر بود مانند ترياقات