ناخشنود نمىگذاشت اين حال جون تواند بود طبيب جواب حكيمانه فرمود كفت استناد اين امر باهتياج رياحست و رياح مسخر او بود لا جرم بخشنود ساختن هزار كنيزك بلك بيشتر تواند قدرة نمود
لوحه [ قوه شهوت ]
حكما قوة شهوى را كه معبّر بنفس بهيميست به عامل خراج ظالم تشبيه كردهاند يعنى همجنانكه آن عامل اكر از سياست سلطان و تقرير نايبان خوف نكند اموال رعايا بتعدى اخذ و استيفا نمايد و تمام عجزه و زيردستان را به فقر و حاجت مبتلا كرداند قوت شهوى نيز اكر از سلطان عقل و نفس ملكى ترس و هراس ننمايد تمام مواد كيموسات