و ؟ ؟ ؟ بوره و امثال آن تعدّى نمايند و اكر به آن هم حاجت تمام سرانجام نشود و باستعمال ادويهء مسهله مضطر كردند از اضعف ابتدا كنند و آنجه بادويهء غذائيّه و اغذيهء دوائيه نزديك بود اخذ نمايند مانند اجاص و خيار شنبر و ترنجبين و شيرخشت و اكر بمسهلات قوىتر ازين محتاج كردند اختيار جوارشنات مسهله نمايند مانند جوارش تفّاح مسهل و معجون تمر و صبر سقوطرى كه او منقى و مقوى معده و امعاست
لوحه در تدبير احتقان
بر حافظ صحت واجبست كه اكر هضم او فاسد شود يا او را بيضه يا تخمه عارض كردد يا اسهال طبع پيدا آيد اهمال نكند آن را بلك مبادرت نمايد باصلاح كيفيت اغذيه