طب كه اثمر فروع و اغصان دوحهء
أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ
حكمتست بالجمله با تكثر شجون و تشعب عضون بد و اصل راسخ باز مىكردد و التائيد من الواحد الصّمد و آن حفظ صحت حاصله است و استرداد صحت زايله و بر مراياى مصيقلهء آراى ثاقبه و مجالس مجتليهء ضماير صائبه جمهور عقلا و قاطبهء فضلا منطبع و منتقش است كه رعايت شرايط قسم اول كه منتهاى مقاصد و اقصاى مراصدست از خطر و غايلهء استرداد صحّت زايلهء مغنى و منجيست فلهذا اين ضعيف نحيف با وجود عدم قدرت و استطاعت و وجازت يسار و بضاعت خود را در معرض آن شغل كبير و امر خطير آورده برخى از اصول مسايل آن باب و فوجى از قوانين تدارك خطا و اصابت صواب