قوت آن أو را برميگيرند تخم آن بسياهى مايل وتلخى در طعم أو هست وگرانى وحدتي در رايحه نبات أو سبزى است مردم خلال كردن بخلال آن يمن نمىدارند . حقير گويد همچنين افراش بگياه ( أو ) وقتي از أوقات بارانى عظيم آمد بزود مىفرشد مردم اين گياه را در منازل وراهگذرها ريختند كه بر آن نشينند وعبور كنند ( در ) آن أوقات بسى بيمارى وپريشانى واقع شد تا وقتىكه از ان حوالي دور شدند - القصة بعضي از مردم اطريلال تخم اين گياه را مىدانند .
( صاحب اختيارات مىگويد ) نباتيست كه تخم وى مستعمل است ومانند تخم كرفس است
عين الحياة ( ويليه رسالة آطريلال ) — صفحة 129
مساهمون: هوشيارى
ص١٢٩