شد ، اما موارد مهم ديگر ، سه فصل آخر اين سفرنامه است .
فصل هشتم ، درياى خزر ، حاوى نظريههاى گوناگون و قابل توجهى از فرضيهء اتصال درياى خزر با درياى آزف و سياه است كه اوليويه به صورت تطبيقى و با ارائه مدارك جغرافيايى و زمينشناسى كوشش در اثبات آن دارد .
فصل نهم ، شيوهء زندگانى مشتمل بر يادداشتهاى بسيارى از ديدههاى اوليويه از زندگى روزمره ايرانيان است . نويسنده نه تنها به بازگو كردن سادهء اين موارد اكتفا نكرده ، بلكه شيوههاى مختلف زندگى در ايران را با اوضاع زندگانى عثمانيان مقايسه كرده و تفاوتهاى آن را بررسى كرده است .
فصل دهم ، اوضاع اقتصادى و تشكيلات لشكرى قاجار است . كه بويژه براى آشنايى با نحوهء ادارهء حكومت در آن ايام قابل توجه است .
* * * شيوه و سبك نگارش در عصر قاجار و بويژه در اوايل حكومت اين سلسله ، ويژگيهاى خاص خود را دارد كه تقريباً و به طور معمول در نسخههاى خطى فارسى ادوار قبل نيز كموبيش به چشم مىخورد . از جملهء اين موارد ، به كار بردن ماضى نقلى به صورت كامل آن و استعمال كلمات و عباراتى مانند « مىباشد » به جاى است ، و يا استفاده از « ى » براى افعال در سوم شخص مفرد و جمع است ( مانند بودى ، بودندى ) .
همچنين املاى برخى كلمات مانند « برخواستن » به جاى « برخاستن » به كرات در اين نسخه ديده مىشد كه البته در تصحيح ، صورت كامل و صحيح آن ذكر ، و از يادآورى آن در پاورقيها صرفنظر شد .
گاه نيز به ضرورت جمله ، كلمه « است » و يا « را » براى روانى جملات اضافه شد . مترجم به دفعات زياد عبارت « زيراكه » و يا « به غير » به كار برده بود كه به صورت « زيرا » و « غير » تصحيح شد . گاه همچنين براى روانى عبارات ، كلماتى به متن در هنگام تصحيح اضافه شد كه در اين صورت در ميان [ ] مشخص شده است .
اميد است كه اين متن بخشى از تاريخ اجتماعى و اوضاع اقتصادى ايران در دهههاى نخستين حكومت قاجار و بويژه سال 1211 ق / 1796 م را روشن كرده باشد .
دكتر غلامرضا ورهرام بهار 1370
سفرنامهء اوليويه تاريخ اجتماعى - اقتصادى ايران در دوران آغازين عصر قاجار — صفحة 12
مساهمون: اوليويه
ص١٢