افتاده ميل به جانب انسىّ مىكند و در عضلى كه آنجاست متفرّق مىشود و رفتن او چون رفتن آورده است ، يعنى چنان كه آورده « 1 » مىگذرد او نيز مىگذرد ؛ و هرگاه كه شريان موافق « 2 » وريد گردد در باطن بدن شريان حامل وريد گردد ؛ بنا بر آنكه تا اشرف حامل اخسّ « 3 » باشد ، از آن جهت كه شريان از قلب رسته است و حامل روح حيوانى است ، پس او اشرف بود از اوردهاى كه از جگر رسته است « 4 » و در ظاهر بدن به عكس اين بود تا اشرف محفوظتر باشد ، و وريد چون حامل باشد از آن ، او به منزلهء جنّه ، تا « 5 » از مصادمات « 6 » و آفات خارجيّه مصون باشد ؛ و اللّه أعلم « 7 » .
هامش
( 1 ) . ش : - است يعنى چنان كه آورده .
( 2 ) . ج : مرفق .
( 3 ) . ط : احسن .
( 4 ) . س ، ش ، ط : - است .
( 5 ) . ج : چند آن .
( 6 ) . ج ، ل ، ش : مصادقات .
( 7 ) . س : - و اللّه أعلم .