در استسقا و ذات الرّيه و فالج و سكته -
و از آن جمله
دوديست
و صورت آن مانند موجيست در شهوق مگر اينكه تحقيق او نباشد عريض و نه ممتلى و موجيت او ضعيف است و دلالت مىكند بر سقوط قوة لاكن نه تمامه -
و از آن جمله
[ نمليست ]
نمليست و وى در نهايت كوتاهى و تواتر مىباشد نزديك كمال سقوط قوة و نزديك مرگ -
و از آن جمله
منشاريست
و آن نبض حلب است و در كوفتن او و در بلندى او اختلاف مىباشد تا اينكه محسوس مىشود و گويا كه او مىكوبد بعض انگشتان را در حال نزول او از بعض و دلالت مىكند بر ورم گرم بزرگ -
و از آن جمله
ذبب الفار
است و وى آنست كه بتدريج ابتدا مىكند در اختلاف