دقيق
ضد اوست -
و معتدل بينهما آنست كه ميانه بود بين امرين و اين اقسام دلالت مىكند بر آنكه دلالت مىكند بران بسايط نبض -
و از آن جمله
غزالى
است و او آنست كه بكوبد انگشتان را كوفتنى يكباره پس بكوبد دوباره بسرعت بهطورىكه محسوس نشود او را بازگرديدن و ايستادن و دلالت مىكند بر شدت حاجت طرف ترويح -
و از آن جمله
موجيست
و وى مختلف است در عظم اجزاء رگ و صغر آن و شهوق آن و عرض آن بامتلا گويا كه او موجها است پى به پى مىرسد بعض او به بعض او دلالت مىكند بر فرط رطوبت ( و باشد )