پنجم تنگ يعنى ضيق است و او مقابل چهارميست و دلالت مىكند بر اندكى رطوبت
ششم معتدل است در ميان هر دو و دلالت مىكند بر اعتدال حال جسم در ترى و خشكى
هفتم بلند يعنى شاهق است و او آنست كه محسوس شوند اجزاى او در بلندى زياده از معتدل و دلالت مىكند بر غلبه گرمى
هشتم منخفض و وى ضد شاهق است و دلالت مىكند بر قلت حرارت
نهم معتدل يعنى ميانه و دلالت مىكند بر اعتدال
جنس دويمين [ گرفته مىشود از كيفيت ضرب رگ انامل را ]
گرفته مىشود از كيفيت ضرب رگ انامل را و آن منقسم مىشود و طرف قوى و ضعيف و معتدل بينهما
قوى آنست كه بكوبد گوشت سر انگشت را بضرب قوى كه مىرسد جانب عمق گوشت و دلالت مىكند بر شدت قوت حيوانيه