تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانونچه في الطب ( مستحضر الطبيب و مستبشر اللبيب ) ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
قصه شش و از رگهائ جهنده كه روئيده‌اند از دل پس نيست براى آن فى نفسها حسّى ليكن غشاء آن پس برائ آنست حس قليل و منفعت آن ترويح از حرارت غريزئى كه در قلب است و ليكن -

دل [ و دو شكم آن ]

پس آن جسميست مخروطى مانند شكل صنوبر و جزر نشست او در وسط سينه است و سر آن مائل طرف چپ مركب است از گوشت و ريشه‌ها و غشاء سخت و آن سرچشمهء حرارت غريزيه است و آن را دو شكم است يكى از ان راست است كه آن پر است از خون بسيار و روح اندك و خاص آن را راها است كه جارى مىشود در ان از دل طرف ريه خونى كه آن غذا است براى او را و از ريه جانب دل هوا - دوم چپ است و آن پر است از روح كثير و خون قليل و آن جاى روئيدن شرائين است -

فصل پنجمين در حجاب و صدر و معده و امعا

ليكن

پردهء سينه

پس آن مركب است از گوشت و عصبى كه حساس و حركت‌دهنده است و منفعت آن كشادن و بستن صدر است -