غير مضاعفاند مىرويند از جگر مجوفهاند و نيست خاص آنها را حسّى و حركتى مطلقا و درينها روح قليل و خون كثير است و منفعت آن اينكه مىنوشانند اعضا را خونى كه برداشتهاند از جگر و ليكن -
پيهه
پس آن جسميست سپيد در غايت نرمى از مائيت دم و دهنيت آن و مىافرد و منعقد مىسازد و برابر دو منفعت آن اينست كه تر دارد اعضا را كه همسايه او اند و نگهدارد و ليكن -
گوشت
پس پيدا مىشود از متانت خون و گره مىزند گوشت را حرارت و يبوست و نفع آن اينكه گرم دارد اعضا را و دفع كند آفات از ان ليكن -
غشا
پس آن جسميست عصابى تنك بيحركت و آن را حس اندك است و منفعت او اينكه بپوشد اعضا را و در پناه دارد و ليكن -
جلد
پس آن جسم عصبيست و آن را حس بسيار و منفعت آن ستر اعضا است و ليكن -
موى
پس بعضى از ان آنست كه زينت مىدهد جسد را و آن موئ سر است و بعضى از ان آنست كه زينت مىدهد خاص بعضى مردم را غير بعضى مثل ريش و بعضى از ان پس آنست كه در ان منفعت و زينت هر دو است مانند مژگان و ابرو و بعضى از ان چيزيست كه صرف در آن منفعت است