زوج و به آن مىشود حركت اعضائى كه سوائ گردن است و ليكن -
اوتار
پس آن جسمىاند كه مىرويند از اطراف بعض عضله مشابهاند به عصب در رنگ پس ملاقى مىشوند اعضاء متحركه را پس ( گاهى ) سست مىكند و منبسط مىسازد و آن را و ليكن -
رباطات
پس آن اجسامىاند شبيهه بعصب مىآيند از استخوان جانب گوشت و مىچسپد در ميان دو طرف استخوان مفاصل و در ميان بعض و ليكن -
عضلات
پس آن اجسامىاند لحمى و تركيب عضله از لحم خالص است و نيز از عصب و اوتار و رباطات و منفعت آن آنست كه حركت دهد اعضا را بمعاونت اوتاريكه خاص است آن را و بهپوشد استخوان را و بند كند حرارت غريزى را در جسم تا كه تحليل نشود و ليكن -
رگهائ جهنده
كه مسمى بشرائيناند پس آن اجسامىاند عصبى دو تو كه برمىآيند از قلب و مجوفاند و نيست خاص آنها را حس و حركت در ذات خود و در كاواك آنها روح كثير و خون قليل است و منفعت آن اينست كه برساند اعضا را قوت حياتى كه برميدارد از قلب ليكن -
رگهائ غير جهنده
كه مسمى به آوردهاند پس آن اجسام عصبانيه