[ اقسام مخدومهاى كه تصرف مىكنند در غذا براى بقاى شخص ]
غاذيه
پس آن انست كه مستحيل كند و شبيه گرداند بعضو غذا را تا كه نيابت كند و قايممقام گردد بانچه تحليل شده است از بدن و ليكن -
ناميه
پس وى آنست كه زياتى كند در اقطار ثلثهء جسم بر تناسب طبعى تا كه برسد بر كمال نشو و نما و ليكن -
[ اقسام مخدومهاى كه تصرف مىكنند در غذا براى بقاى نوع ]
مولده
پس آن هر دو قسم است قسميست كه حاصل مىشود از ان منى در ذكور و اناث و قسم ديگر است كه جدا مىسازد قوة را آنچه در منى است پس مىآميزد آن را آميختن مختلف بحسب هر هر عضو و موسوم است اين -
بمغيرهء اولى و ليكن -
مصوّره
پس وى آنست كه صدور مىبايد از ان خطوط اعضا و شكول ايشان و مسمى است بمغيرهء ثانى و ليكن -
[ اعضاى ] خادمه
پس همين جاذبه و ماسكه و هاضمه و دافعه است خاص گرانى را و ليكن
حيوانيه
و وى آنست كه كشاده و منبسط مىسازد قلب و شرائين را و مىبندد آن را براى ترويح و برآوردن انجره و خانئيكه بند شدهاند و پاست و حركت خوف غضب
نفسانيه
پس منقسم مىشود به طرف مدركه و محركه و ليكن -
مدركه
پس منقسم مىشود حواسى كه آن در ظاهر و خارج دماغاند و بسوى كه آن در