و غذامسخنات
[ و اگر باشد از حدة منى ]
و اگر باشد از حدة منى پس
علاجش
تخمهاى سرد با دوغست -
فصل پنجمين در امراض انثيين
ليكن ورم حادث در انها پس
علاجش
در ابتدا اينكه فصد كرده شود با سليق و طلا كرده شود مقام معلول بصندل و كافور و گلاب - باز تلئين طبيعت است باقراص بنفشه و اقراص برمكيه و تضميد مقام برمكيه با آرد باقلا و پيه گرده بز كوهى و غذاآب حصرم بروغن بادام -
فصل ششمين در فتق
و آن فرود آمدن بعض امعاء و رياح غليظه است جانب خصيتين براى مجارئ تنگ
[ علاجش ]
پس سزاوار اينكه استوار كنند مجرا بعصابهء سخت محكم و بسر كند عليل باسخرينا و معجون فودنج -
فصل هفتمين افراط طمث
يعنى زيادتى حيض و ضعف باه ليكن -