تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
( 1 )

شكستن در

برخى از متون از شكستن يا بستن در سخن مىگويد : ( 2 ) 1 - عمر از سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء فتنه‌اى كه همچون موج دريا متلاطم خواهد بود ، پرسيد . حذيفه به او گفت : يا امير المؤمنين ! تو را چه به اين فتنه ؟ بين تو و آن در بسته‌اى است . گفت : در شكسته مىشود يا بازمىماند ؟ گفت : نه ، بلكه شكسته مىشود . گفت : اين شايسته‌تر است تا بسته نشود . به حذيفه گفتيم : مگر عمر از در خبر داشت ؟ پاسخ داد : بلى همانگونه كه مىداند امشب جلوى فردا قرار داد . من حديثى برايش گفتم . . . « 1 » ( 3 ) 2 - در حديث ديگرى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در توصيف ملك الموت : « . . . بر در مىايستد ، از هيچ دربانى اجازه نمىگيرد ، هيچ پرده‌اى را نمىدرد و هيچ درى را نمىشكند . . . » . « 2 » ( 4 ) 3 - در فصل دوم به هنگام سخن از آتش يا تهديد بدان ، خواهد آمد كه گفت : « عمر لگدى به در زد و آن را شكست . در از شاخه خرما بود . پس وارد شدند . . . » . « 3 » ( 5 ) 4 - بر حسب يك نص : فاطمه عليها السّلام در را پيش كرد و آن را بست . چون به در خانه رسيدند ، عمر لگدى به در زد و آن را شكست . « 4 » اين متن نيز در فصل دوم
هامش
( 1 ) سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 1306 ؛ صحيح بخارى ، ج 1 ، صص 67 ، 164 ، 212 ؛ دلائل النبوه ، ج 6 ، ص 386 . ( 2 ) الاختصاص ، ص 345 ؛ بحار الانوار ، ج 8 ، ص 207 . ( 3 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 67 ؛ تفسير البرهان ، ج 2 ، ص 93 ؛ بحار الانوار ، ج 28 ، ص 227 . ( 4 ) الاختصاص ، صص 185 - 186 .