( 1 ) 9 - انس در حديث پرنده ، چند بار مىگويد : « فضرب الباب : پس در زد . » « 1 »
( 2 ) 10 - در حديث پرنده ، على عليه السّلام مىفرمايد : « من به در خانه عايشه رفتم . در زدم . گفت : كيست ؟ گفتم : منم ، على . گفت : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خوابيده . برگشتم . با خود گفتم : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خوابيده و عايشه در خانه است ؟ پس برگشتم و در زدم . عايشه گفت : كيست ؟ گفتم : منم ، على . گفت : پيغمبر مشغول كارى است . حيا كردم دوباره در بزنم . نتوانستم در آنچه در سينهام بود ، صبر كنم . به سرعت بازگشتم و به شدّت در زدم . عايشه گفت : كيست ؟ گفتم : منم ، على . شنيدم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او مىگويد : عايشه ! در را برايش باز كن . پس عايشه در را باز كرد و من داخل شدم . . . »
در برخى از متون آمده : « در را به آرامى زد » .
در برخى ديگر آمده : « در را به شدت زد . »
در يك متن ديگر حديث آمده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : « قدرى درنگ كردم نديدم كه كسى در بزند . » در يك متن ديگر آمده كه على عليه السّلام گفت : « آمدم و در زدم . . . پس برگشتم و در زدم كه شما شنيديد . يا رسول اللّه ! » « 2 » ( 3 ) 11 - در حديث افك ماريه : « على در باغ را زد . جريح آمد تا در را باز كند . . . » « 3 »
( 4 ) 12 - سويد بن غفله گفت : « على را درد سختى گرفت . فاطمه عليها السّلام شب هنگام نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد و در زد . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : صداى حبيبهام را بر در مىشنوم » . زرندى افزوده : « پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اين در زدن فاطمه است . ام ايمن
هامش
( 1 ) الاتحاف بحب الاشراف ، ص 8 .
( 2 ) ر . ك : الاحتجاج ، ج 1 ، صص 470 - 471 ؛ كشف اليقين ، ص 305 ، بحار الانوار ، ج 38 ، صص 305 ، 349 - 356 ؛ الطرائف ، ص 72 ، از ابن مغازلى .
( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، صص 99 - 100 ؛ بحار الانوار ، ج 22 ، ص 155 ؛ تفسير البرهان ، ج 3 ، صص 126 - 127 ؛ ج 4 ، ص 205 ؛ تفسير نور الثقلين ، ج 3 : صص 581 - 582 .