حاربكم » . « 1 »
( 1 ) 5 - در حديث سخن گفتن سوسمار با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمده كه سلمان براى فراهم كردن توشه براى شكارچى ، به خانهء فاطمه عليها السّلام آمد . « در زد . فاطمه از پشت در جواب داد . . . » . تا اينكه مىگويد : « پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بپاخاست و به حجرهء فاطمه آمد .
در زد هرگاه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در مىزد ، فقط فاطمه در را برايش باز مىكرد . چون فاطمه در را باز كرد ، . . . » . « 2 »
( 2 ) 6 - در حديث نافع غلام عايشه : « وقتى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نزد عايشه بود ، كسى آمد و در زد . من بيرون آمدم . ديدم كنيزكى است با ظرفى در پوشيده ، برگشتم و به عايشه خبر دادم . گفت : او را وارد كن . . . » . تا اينكه مىگويد : « سپس كس ديگرى آمد . من بيرون آمدم ، ديدم على بن ابى طالب است . برگشتم . و به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خبر دادم .
گفت : او را وارد كن . رفتم و در را باز كردم . على صلّى اللّه عليه و آله وارد شد . . . » . « 3 »
( 3 ) 7 - در حديث يهوديانى كه به مدينه آمدند ، ديدند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وفات كرده است به سراغ ابو بكر رفتند اما آنچه مىخواستند نزد او نيافتند . پس به منزل فاطمه عليها السّلام آمدند و در زدند . « 4 »
( 4 ) 8 - در حديثى آمده : معاذ بن جبل شب هنگام وارد مدينه شد . به خانه عايشه آمد و در زد . عايشه گفت : كيست كه شب در خانهء ما را مىزند ؟ گفت : معاذ بن جبل هستم . عايشه در را باز كرد . « 5 » اين جريان پس از وفات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود .
هامش
( 1 ) تفسير فرات ، ج 1 ، ص 339 ؛ بحار الانوار ، ج 35 ، صص 215 - 216 .
( 2 ) مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 74 ؛ بحار الانوار ، ج 43 ، ص 72 .
( 3 ) كشف اليقين ، ص 292 ؛ كشف الغمه ، ج 1 ، ص 343 از : مناقب ابن مردويه ؛ بحار الانوار ، ج 32 ، ص 282 ، ج 38 ، ص 351 ؛ اليقين صص 14 ، 41 ، 61 .
( 4 ) بحار الانوار ، ج 41 ، ص 270 ؛ فضائل ابن شاذان ، صص 130 - 131 .
( 5 ) الثقات ، ج 2 ، ص 163 .