كه براى مردم مفيد باشد اما تنها خوشى من اين است كه با اين كارم در حفظ پاكيزگانى سهيم شدهام كه در بالاترين مراتب طهارت و صفايند تا عنوانهاى فريبنده بزرگ و اسامى پرزرقوبرق آنان را خيره نكند و ادعاهاى عريض و طويلى كه ممكن است يك روشنفكر و يا صاحب مقامى در اينجا و آنجا بر زبان آورد ، بر آنان تأثير نداشته باشد .
( 1 ) 3 - علت جمعآورى و تأليف روايات و متون حاضر اين بود كه يك نفر به سهيل ذكار استاد تاريخ دانشگاه دمشق نسبت مىدهد كه او گفته : در عهد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ورودى خانههاى مدينه درهاى چوبى كه باز و بسته شود و مراجعان بر آن بكوبند ، نداشت بلكه در خانههايشان را با پرده و پارچههاى پشمى مىپوشيدند .
ما نمىدانيم اين نسبت تا چه حدّ صحّت دارد و در صورت صحّت ، حدود و قيود اين ادعا چيست ؟ ! اين گوينده در صحّت كلام آن استاد استدلالى كرده كه مىگويند : وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از سفر برگشت و بر در خانه زهرا عليها السّلام « 1 » پردهء منقوشى ديد ، از آن ناراحت شد . دليل ديگر وى داستان بر ملا شدن زناى مغيرة بن شعبه است كه باد پرده در خانه را به كنارى زد و شاهدان او را در حال ارتكاب اين عمل زشت ديدند . . .
هدف وى تأكيد بر عدم صحّت مسائلى است كه در نصوص صحيح تاريخ و حديث آمده است . يعنى : نادرستى تلاش براى آتش زدن در خانهء فاطمه و شكستن در ، يا فشار زهرا عليها السّلام بين در و ديوار و ديگر حوادث دردآورى كه چهره مبانى و ارزشهاى اسلامى و انسانى را لكه دار كرده است .
هامش
( 1 ) در عموم روايات و اگر نگوييم همه ، لااقل بيشتر متون تاريخى و نيز سخنان صحابه و ديگران ، خانه زهرا عليها السّلام يا در خانهء زهرا عليها السّلام آمده است . خيلى كم مىبينيد كه تعبير خانه على عليه السّلام آمده باشد . اين مسأله قابل توجه است و جا دارد كه اسباب و انگيزههاى دوستداران و دشمنان در اين باره ، به يك اندازه مطالعه و بررسى شود .