فرزندانش مىگفت : . . . » . « 1 »
( 1 ) در متن ديگرى افزوده : « و هرگاه لباس پدرش را مىبوييد ، به حالت غش مىافتاد » . « 2 »
بر پايهء چنين رواياتى فاطمه عليها السّلام زنى است كه با فرمان پدرش كه از نوحهگرى نهى فرموده ، مخالفت مىكرد ، آنگاه كه گفت : « پدر ! بهشت جاودان جايت ، پدر ! بارگاه خداوند عرش مأوايت ؛ پدر ! جبرئيل بر تو وارد مىشد ؛ پدر ! از امروز ديگر تو را نمىبينم » . « 3 »
اين علاوه بر روايتى است كه از كنيزش فضه نقل مىكنند و روايات ديگر كه در همين مسير حركت مىكند .
( 2 ) مىتوانيم در تفسير آن بگوييم : مقصود اين است : توجيه بيرون راندن فاطمه عليها السّلام از خانه و جوار پدرش ، و دليلتراشى براى منع او از اظهار حزن و اندوه كه خود بيانگر مظلوميت او است و اضطرار امير المؤمنين عليه السّلام براى ساخت بيت الاحزان براى زهرا عليها السّلام در بقيع ، تا نام « بيت الاحزان » براى هميشه به عنوان يك سند قوى براى نابودى اين ظلم و ستم جديد و خشن در حق او ، باقى بماند .
( 3 )
آيا اين يك اشتباه تاريخى است ؟
59 - ملطى شافعى ( متوفاى 377 ق ) در بيان گفتههاى هشام بن حكم رحمه اللّه مىگويد : « . . . و ابو بكر از كنار فاطمه عليها السّلام گذشت ، لگدى به شكمش زد كه بچهاش
هامش
( 1 ) البتول الطاهره ، ص 128 ؛ به نقل از مناقب آل ابى طالب .
( 2 ) ر . ك : فاطمة الزهراء فى الاحاديث النبويه ، صص 183 - 184 ؛ النفحات القدسيه ، ص 87 ؛ به نقل از روضة الواعظين .
( 3 ) ر . ك : البتول الطاهره ، ص 126 ؛ به نقل از سندى ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 13 ، ص 43 ؛ بحار الانوار ، ج 22 ، صص 527 - 528 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 294 ؛ النفحات القدسيه ، ص 85 ؛ به نقل از سنن نسايى ، ج 1 ، ص 312 ؛ و منابع ديگر .