( 1 ) به هر حال واضح است كه اين اهانت صريح به زهرا عليها السّلام است كه تا اين حدّ از قضاى الهى بىتابى كرده است . در حالى كه او پرهيزگارتر و فرمانبردارتر از آن است كه در حق او توهّم شود كه آن قدر ناشكيبايى كرد كه به تفريط و قتل جنينش انجاميد و حال آنكه او بانوى شكيبا و بردبارى است كه وقتى زنان بنى هاشم دور هم جمع شدند و از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ياد مىكردند ، به آنان فرمود : يادآورى را رها كنيد و به جاى آن دعا كنيد » . « 1 »
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به فاطمه عليها السّلام سفارش كرد كه : « وقتى مردم ، در فراقم صورتت را خراش مده ، و مويت را پريشان مساز و فرياد وا ويلا سر نده ، و برايم مجلس نوحهسرايى برپا نكن » . « 2 »
پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در همين مناسبت به زهرا عليها السّلام سفارش كرد : « بر خداوند توكّل كن و بردبار باش چنان كه پدرانت ، پيامبران ، شكيبايى كردند » . « 3 »
( 2 ) زهرا عليها السّلام كسى نبود كه خلاف فرمان پدرش صلّى اللّه عليه و آله عمل كند و نه مىتوانيم تصور كنيم كه تحت تأثير عواطف و احساسات خويش ، خداوند سبحان را معصيت نمايد اما كينهتوزان تلاش كردهاند از فاطمه عليها السّلام چهره يك زن بىتاب و ناشكيبا را ترسيم كنند كه آه و وا ويلا سر مىدهد و مجالس نوحهسرايى برپا مىكند و در بىتابى به جايى مىرسد كه فرزندش را مىكشد و جنينش را سقط مىكند تا آنجا كه گفتهاند :
« روايت شده فاطمه عليها السّلام پس از پدرش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله همواره بخاطر سردرد ، سرش را مىبست نحيف و لاغراندام بود ، . . . از شدت ضعف نمىتوانست بايستد ، . . . چشمانى گريان و قلبى سوزان داشت و هر لحظه غش مىكرد و به
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 22 ، ص 522 ؛ از كافى ، مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 294 .
( 2 ) بحار الانوار ، ج 22 ، ص 496 ؛ از كافى ، ج 2 ، ص 69 .
( 3 ) همان ، ص 502 ، با امالى طوسى ، صص 32 - 33 .