« عناد و دشمنى گروهى از مردمان پست را واداشته كه بگويند : ابو بكر از على شجاعتر بوده و مرحب را محمّد بن مسلمه كشت ، و ذو الثديه ( خارجى ) در مصر به قتل رسيد ، و در ابلاغ سورهء برائت ، ابو بكر امير على بود و حتى گفتهاند : سورهء را انس بن مالك خواند و محسن را فاطمه در زمان پيغمبر سقط كرد . . . هر كه بر باطل سوار شود ، پايش بلغزد كه :
وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ كانُوا مُسْتَبْصِرِينَ
، « 1 » و گروهى با آنان اعلان دشمنى و عداوت كردهاند . . . » « 2 »
( 1 ) بدين ترتيب روشن مىشود كه اينان تلاش كردند تا مگر جمع ميان سقط محسن و اين مطلب كنند كه ديگران ما فوق هر گونه شبههاى بوده پرهيزگارتر و اجلّ از آن هستند كه چنين جنايتى مرتكب شوند . لذا تأييد كردند كه بدون شك اين مولود ، سقط است ليكن در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سقط شده است .
( 2 ) سپس يك روايت صحيح السند - از نظر آنان - در تأكيد اين معنا آمد كه مىگويد :
امام احمد بن حنبل در مسند خود و ديگران به سند صحيح « 3 » روايت كردهاند كه گفت : يحيى بن آدم ما را حديث كرد كه اسرائيل ، از ابى اسحاق ، از هانى بن هانى ، از على ما را حديث كرد و گفت : « وقتى حسن به دنيا آمد ، او را حرب ناميدم .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : فرزندم را به من بدهيد ، او را چه نام نهادهايد ؟ گفتم :
حرب . گفت : نه او حسن است . پس چون حسين به دنيا آمد ، او را حرب ناميدم .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : فرزندم را به من بدهيد . او را چه نام نهادهايد ؟ گفتم :
حرب . گفت : نه او حسين است . پس چون فرزند سوم به دنيا آمد ، او را حرب
هامش
( 1 ) عنكبوت ، 38 .
( 2 ) مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 16 .
( 3 ) يعنى بر پايه معيارهاى اهل سنت صحيح است . ر . ك : شرح المواهب زرقانى ، ج 4 ، ص 239 .