كه به هدف دور كردن اذهان مردم عادى از بكارگيرى زور انجام گرفته است .
يكى از موارد اين موضعگيرى ، سكوت عدهاى از ذكر محسن است . البته ممكن است از اين سكوت چنين عذرتراشى كنند كه در صدد بيان آن دسته از فرزندان على و فاطمه عليها السّلام بودهاند كه زنده ماندهاند .
( 1 ) اما همهء اين تلاشها براى تحقق اهداف مورد نظر كافى نبود . چه وجود محسن در شمار فرزندان زهرا عليها السّلام همچون آتش بر منار و خورشيد در وسط آسمان است .
تجاهل و يا انكار محسن چندان ساده نيست . لذا برخى كوشيدهاند تا مگر از عاملان قتل اين جنين مظلوم و جسارت به حريم سرور زنان جهان دفع شبهه كنند اما با شيوهاى زيركانه كه در لابلاى خود بيانگر انكار ، و ابطال مقولهء سقط محسن از طريق نفى موضوع آن است . اينان ادعا كردهاند كه محسن در زمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به دنيا آمد و آن حضرت او را « محسن » ناميد . در كيفيت اين نامگذارى به گونهاى سخن مىگويند كه مىتواند اهانت به على عليه السّلام محسوب شود . چه روايت بيانگر آن است كه على عليه السّلام سه بار اصرار كرد كه او را حرب نام گذارند اما رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر خلاف او اصرار ورزيد . . . اين روايت مىخواهد چنين القا كند كه على عليه السّلام روحيهء جنگجويى داشت و در اين فضا زندگى مىكرد و انديشهاى جز جنگ و خونريزى نداشت . و نتيجه آن با ظاهرى طبيعى اين مىشد كه على عليه السّلام مردم را در جنگها مىكشت . زيرا شهوت كشت و كشتار داشت . بنابراين مسأله ، مسأله قربانى شدن ، فدا نمودن جان ، و اقدام دينى بر اساس احساس تكليف شرعى و الهى نبود . پس كينه و حقد مردم با على عليه السّلام به جا و پسنديده است .
( 2 ) به هر حال ، ابن شهر آشوب مازندرانى ، ادعاى مرده به دنيا آمدن محسن در زمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را ادعاى مردمان پست مىداند كه عناد و دشمنى ، آنان را به طرح آن واداشته است . او مىگويد :
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 444
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٤٤٤