( 1 ) مسأله زدن زهرا عليها السّلام و يورش به خانه او ، و تلاش و بلكه اقدام عملى براى آتش زدن آن ، و نيز سقط فرزندش محسن ، و ديگر مسائل مربوط به اين ماجرا ، از همان روزهاى نخست وارد استدلالها و احتجاجات مذهبى شد و هنوز هم در اين زمينهها بدان احتجاج مىشود .
نمونههايى از احتجاجات متكلمان و ديگر بزرگان شيعه بر ضدّ دشمنان در دورههاى مختلف را مىآوريم تا روشن شود كه اين مسائل را مداحان و ذاكران اهل بيت عليهم السّلام از پيش خود نساختهاند تا چنان كه برخى تعبير مىكنند ، اشك مردم را با سخنان راست و دروغ درآوردند . ما تتبّع و استقصاى اين احتجاجات را به خوانندهء ارجمند واگذار مىكنيم تا در صورت تمايل ، آن را از لابلاى كتابهاى كلامى و مذهبى بيرون كشد . بر خدا توكل مىكنيم و از او يارى و توان و راستى مىطلبيم .
( 2 )
1 - قاضى عبد الجبار ( متوفاى 415 ق )
قاضى عبد الجبار يكى از اعاظم علماى معتزلى در ردّ شيعه مىگويد :
« . . . از جمله مطالبى كه بيان كردهاند ، اين ادعاى آنان است كه فاطمه عليها السّلام بواسطهء خشم خود از ابو بكر و عمر وصيّت كرد كه آن دو بر پيكرش نماز نگزارند و پنهانى دفن شود . لذا او را شبانه دفن كردند . اينان روايتى را از جعفر بن محمّد و ديگران نقل كردهاند كه